تبليغاتX
امر به معروف و نهي از منكر

مسئله حجاب و مصادیق و ارتباط آن با نقش زن در عرصه اجتماعی از جمله موضوعاتی است که از اهمیت ویژه ای بر خوردار است و نیاز به تشریح این مباحث در اکثر موارد برای افراد جامعه، محسوس بوده است .لذا قصد ما براین است تا با ارائه مطالبی در این زمینه به نتایج سودمندی برسیم.نوشته ذیل مختصرا به اشاره ای کوتاه در این زمینه پرداخته است و مسلمااین نقطه آغازی است برای پیمودن مسیری طولانی و حائز اهمیت  ...در کنار بسیاری از مفاهیم که در ارتباط با افراد انسانی وجوددارند، مفاهیم دینی از سهم بسزایی برخوردارند. و پرسش و جستجو در این زمینه خاص به دفعات برای افراد ، پیش آمده است و این مسئله جدیدی نیست ،بلکه در طول همه دوره ها وجود داشته و شاید بتوان گفت قدمت آن به اندازه قدمت تاریخ مذهب  می باشد. از آنجآیی که بسیار اندکند اشخاصی که بواسطه رسیدن به درجه بالای دینداری و کسب معرفت نیازی به پرسش و جستجو ندارند لذا پرسش و جستجو برای اکثریت افراد امری طبیعی قلمداد می شود و البته این مسئله خالی از اشکال است چرا که دین اسلام در بسیاری موارد افراد را به جستجو و تحقیق در مورد مسائل فردی و اجتماعیشان فرا می خواند و به واقع در پی این است که افراد بتوانند به درک درست حقیقت هر آنچه در ارتباط با آنها وجود دارد ، برسند.
از جمله این مباحث مسئله حجاب است که در بسیاری مواقع افراد در این زمینه دچار پرسش و کنجکاوی  شده اند چرا که انسانها ناخداگاه به دنبال درک فلسفه اعمالی هستند که به انجام آن فرا خوانده شده اند و یا ملزم به انجام آن هستند و ما نیز می دانیم که خداوند انجام هر کاری را بر اساس فلسفه و حکمت خاص و منافعی که برای افراد دارد، واجب نموده است . آنچه در ابتدا لازم به ذکر است اینکه وجوب مسئله حجاب در درجه اول ، در قرآن به ثبت رسیده است، بنابراین جای تردید باقی نمی ماند و آنچه جای سئوال دارد ، تنها دلیل وجود و لزوم این مسئله است یا به عبارتی فلسفه وجودی مسئله حجاب می باشد که در این زمینه ، هم دین ما و هم برگزیدگان و راهنمایان دین ما افراد را به یافتن حقیقت و فلسفه واقعی مسائل فرا خوانده اند و در موارد متعدد به ذکر دلایل و نشانه هایی که در ارتباط با این مسئله وجود دارد ، پرداخته اند.با اندکی تامل می توان اینطور نتیجه گرفت که ادیان و مکاتب مختلف در ارتباط با مسئله حجاب به تعمق و تفکر پرداخته اند و این شاید به آن دلیل باشد که حجاب تنها مخصوص دین ما نیست و به نوعی در دیگر ادیان هم ، آثار ونمونه هایی از آن مشاهده می شود. از جمله متفکرانی که به مسئله حجاب پرداخته اند، دیدگاه شهید مطهری جای بسی تامل و دقت دارد چرا که ایشان در بیانات خود به نکات ظریف و دقیقی در این زمینه اشاره کرده اند. استاد مطهری در مورد مسئله حجاب می نویسد: " نشانه بودن حجاب برای عفاف گریز ناپذیر است و پوشش نشانه عفاف است .همچنین ایشان با اشاره به آیه ای از قرآن اینگونه بیان می کنند که :
" قرآن، عفت دختران شعیب را در حال چوپانی و آب دادن به گوسفندان در جمع مردان ، بازگو می کند. عفت مریم را در معبدی که همگان ، چه زن و چه مرد به پرستش می آیند ، می ستاید و در اینجا به طرح این سئوال می پردازند که " آیا عفت مریم (س) همان رعایت خویشتنداری و دارا بودن نشانه های آن در کردار و گفتار نیست ؟ ( شهید مطهری – مساله حجاب ) بنابراین متانت در سلوک ظاهری و در انتخاب پوشش از عفاف درونی خبر می دهد . به عبارتی می توان گفت : که عفاف ، هوشمندانه ترین حالت کنترل نفس و اعمال قدرت نفوذ در حوزه شخصیت خویش است که تلاش در برجسته و شفاف کردن انسانیت انسان دارد و از جلوه گری و خود نمایی جنسیت مدار جلوگیری می نماید .با توجه به مسئله ای که در مورد خویشتنداری بیان کردیم، در اینجا بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که اگر خویشتنداری را جنبه ای از خصلت انسانی فرض کنیم می توان نتیجه گرفت که اساسی ترین فلسفه معنوی پوشش و حجاب در میان اقوام ، ادیان و ملل مختلف ، همین خصلت حیا و عفت است . دین اسلام مدافع این خصلت مقدس انسانی است و به عناوین مختلف به دفاع از آن پرداخته است و زنان و مردان را برای رسیدن به راه سعادت و کمال و انجام این امور فرا می خواند .



( سه شنبه سی ام مهر 1387  |  16:55   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

"زن در دو مرحله مظلوم بوده است. یکی در جاهلیت زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، و زن را از مظلومیتی که داشت بیرون کشید، یک موقع در ایران ما زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود. با اسم اینکه زن را
 می خواهند آزاد کنند، ظلمها کردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزتی که داشت پایین کشیدند، زن را از آن مقام معنویتی که داشت، شیء کردند و به اسم آزادی " آزاد زنان" و" آزاد مردان"، آزادی را از زن و مرد سلب و زنها و جوانان ما را فاسد الاخلاق کردند."

(امام خمینی)
می دانیم که انگلستان با طرح کودتای سوم اسفند 1299، و روی کارآوردن رضا خان میر پنج درصدد به اجرا درآوردن "تز اسلام زدایی" و جایگزینی ارزشهای غربی در جامعه بود.

رضا خان در 12/خرداد/1313، عازم ترکیه شد. در آن زمان آتاتورک، بنیانگذار رژیم لائیک، بر آن کشور حکومت می کرد. ترکیه در آن زمان از نظر معیارهای غربی پیشرفتهای چشمگیری کرده بود. رضا خان پس از بازگشت، بی درنگ به تغییر اوضاع ایران درهمه امور، به ویژه در زمینه فرهنگی پرداخت و در راستای"اسلام زدایی" به ویژه "حجاب زدایی" گام برداشت.

رضا خان پس از بازگشت از ترکیه در جمع نمایندگان مجلس می گوید:"کوشش من این است که ایرانیان را در طریق ترقی و قبول تمدن جدید(غربزدگی) وارد کنم. اما مردم متاسفانه حاضر نیستند خود را برای زندگی عصر جدید حاضر نمایند."

حال برگی از خاطرات محمود جم را که نخست وزیر وقت بود ورق می زنیم، او می نویسد:"در یکی از روزهای تیرماه 1313، که هیأت دولت در قصر سعد آباد در حضور شاهنشاه جلسه داشت،(رضا شاه) گفت: سابقاً بارها به کفیل وزارت معارف دستور داده ام تا در باب برانداختن رسم حجاب ما بین زنان ایران اقدام نماید. اما او اقدامی نکرد و یا نتوانسته، حال می خواهم در این راه با کمال متانت و حسن تدبیر اقدام کنید و این عادت دیرینه که برخلاف تمدن و طبیعت است از میان برداشته شود."

در بهمن1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب، به تحصیل مشغول شوند تا درآینده پیشتاز نهضت کشف حجاب باشند. و در سال 1314، موسسه پیشاهنگی دختران تأسیس گردید که با اجرای صدها برنامه ضد اخلاقی و انحرافی، گام مهم و مؤثری در شکست شأن و منزلت زنان و دختران برداشت.


"اعلام رسمی کشف حجاب"

اقدامات رضا خان در غربی کردن کشور و تأسیس مراکز رسمی و نیمه رسمی، جهت رواج فرهنگ غرب و کشف حجاب، مدتها قبل ازاعلام رسمی آغاز شده بود و مخالفتهای زیادی را از سوی مردم به رهبری روحانیت آگاه در پی داشت که از آن جمله می توان به قیام مردم در مسجد گوهرشاد اشاره کرد.

حدود شش ماه پس از واقعه مسجد گوهرشاد، رضا خان با بی اعتنایی به مخالفت علما و مردم مسلمان، در روز 17 دی ماه 1314، در جشن فارغ التحصیلی دانشسرای مقدماتی دختران در تهران، قانون کشف حجاب زنان را به طور آشکار و رسمی اعلام کرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش که بدون حجاب بودند، در این جشن شرکت نمود.پس از آن مأموران رضاخان در اجرای این قانون، با تمام قوت و قدرت، شب و روز در کوچه ها و خیابانها گشت می زدند و هر جا زن با حجابی را می یافتند، با خشونت چادر و روسریش را برمی داشتند و مردان را مجبور می کردند تا زنهایشان را سر برهنه به خیابانها و مجالس ببرند.اما عده زیادی از زنان مسلمان با به جان خریدن همه خطرات و تحقیرها تا پایان حکومت رضا خان و پس از آن حاضر به ترک حجابشان نشدند و مقاومت نمودند. با ابلاغ قانون کشف حجاب، برخی از زنان که چادرهایشان را اجباراً برداشته و روسری به سر کرده بودند، روپوشهای بلند پوشیدند تا ایمان، پاکدامنی و منزلت الهی شان محفوظ بماند. اما رضا خان دستور داد تا با شدت هر چه تمامتر به اینگونه زنان هجوم برند و روسری هایشان را پاره نمایند. باید گفت حماسه ها و مخالفتهای دلیرانه زنان و مردان مسلمان در مقابله با موج اسلام ستیزی رضا خان جزء درخشان ترین صفحات تاریخ کشور اسلامی مان ایران است.



( یکشنبه پنجم اسفند 1386  |  11:46   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

مقدمه:
اصولا مکاتب بدون شعائر در جوامع حضور ندارند و شعائر نیز بدون مکاتب نمی توانند موجودیت مستقلی داشته باشند.  شعائر، به منزله شاخ و برگی هستند که ریشه در مکاتب دارند و به میزان بهره مندی مکاتب از حقیقت ،آنها نیزاز حقیقت برخوردارند  و پیروانشان در وهله اول «توفیق در اعتقاد » و در وهله دوم« تکلیف در اجرا» را می یابند .
 ما در این فرصت فراهم آمده بنا بر ضرورتهایی که در متن بحث به آن خواهیم پرداخت به یکی از شعائر مکتب اسلام ، از میان مجموعه شعائری همچون نماز – روزه – حج – حجاب و خمس و .... خواهیم پرداخت ، ابتدا به این پرسش می پردازیم که در بین شعائر و رفتارهای دینی بر شمرده ، کدام شعار است که می تواند به صورت فوری و فراگیر ، نه تنها انتخاب یک فرد را، بلکه سمت و سوی خاص یک نظام فرهنگی – سیاسی را در جامعه نشان دهد ؟ تصور کنید مثلاًٌ جهانگردی ، به کشور ما بیاید ، آیا در بدو ورود این نماز و روزه و خمس و زکات است که می تواند نوع نظام فرهنگی – سیاسی حاکم را نشان دهد،یا حجاب زنان ؟ پس زنان با نوع حضور و حجابشان هم مَنش حکومت را نشان می دهند و هم کٌنش اعتقادی و التزامی شهروندان را . در واقع نوع پوشش، وحضور اجتماعی زنان به هر تازه واردی یک شناخت اجمالی می دهد که البّته این شناخت اجمالی با ورود به لایه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی کشور می تواند تصدیق یا تکذیب شود .حال که نوعپوشش زنان به یک مورد جامعه شناختی تبدیل شده است لازم می نماید که تأمل و دقت بیشتری بر آن داشته باشیم .



ادامه مطلب


( پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386  |  8:39   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

دختر عفيفه و محجبه، مهمان گران قدري است كه هر جا رَوَد با تعظيم و تكريم پذيرايي شود، ولي غير محجبه با نظر شهواني.

دختر عفيفه و محجبه جلوه عفت و حياي خداوند است عفاف باطني و فطري زن، زينت گوهر روح و دژ محكم امنيتي اوست، حجاب كامل و عدم اختلاط با مردان، ضامن كنترل غريزه ها و ميل هاي او، حافظ بهداشت و سلامت رواني و غريزي افراد جامعه و بالاخره باعث تامين امنيت اجتماعي زن است.

 اين دژ باطني و امنيتي زن همچون سدّ پولاديني است كه هرگز فرو نمي ريزد، مگر با غفلت زن نسبت به ارزش ها و استعدادهاي متعالي خود و قرار دادن خويش در معرض نگاههاي آلوده و ناپاك هوس رانان. دختري كه عفت و حيا در وجودش موج زند، ستاره فروزان عشق، جان او را تابناك نمايد. حجاب و پوشش عفيفانه زن شعار حق طلبي، نمايش حقيقت خواهي و فرياد عليه جاهليت و خودآرايي و خودنمايي جاهلي است.



( شنبه دهم آذر 1386  |  16:25   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

س 1361: معيار لباس شهرت چيست؟
لباس شهرت لباسى است كه پوشيدن آن براى شخص، بخاطر رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودن آن و علل ديگر مناسب نيست، بطورى كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى‏شود.
س 1362: صدايى كه هنگام راه رفتن زنان از برخورد كفش آنان با زمين ايجاد مى‏شود، چه حكمى دارد؟
تا زمانى كه باعث جلب توجه و ترتّب مفسده نشده است ، فى نفسه اشكال ندارد.
س 1363: آيا دختران مى‏توانند لباسى كه رنگ آن مايل به آبى پررنگ است بپوشند؟
فى‏نفسه اشكال ندارد به شرطى كه منجر به جلب توجه ديگران و ترتّب مفسده نشود.
س 1364: آيا براى زنان پوشيدن لباسهاى تنگى كه برجستگيهاى بدن آنان را نشان مى‏دهد و يا پوشيدن لباسهاى بدن نما و عريان در عروسيها و مانند آن جايز است؟
اگر از نگاه مردان اجنبى و ترتّب مفسده در امان و محفوظ باشند، اشكال ندارد در غير اين صورت جايز نيست.
س 1365: آيا پوشيدن كفش سياه براق توسط زن مؤمن جايز است؟
اشكال ندارد مگر آنكه رنگ و شكل آن باعث جلب توجه نامحرم و يا انگشت نما شدن او شود.
س 1366: آيا بر زنان واجب است در لباس مانند مقنعه، شلوار و پيراهن فقط رنگ سياه را انتخاب كنند؟
حكم لباس زن از جهت رنگ و شكل و كيفيت دوخت مانند كفش است كه در جواب سؤال قبل بيان شد.
س 1367: آيا جايز است حجاب و لباس زن بگونه‏اى باشد كه توجه ديگران را بخود جلب كند و يا باعث تهييج شهوت شود مثلا طورى چادر سر كند كه توجه ديگران را به خود جلب كند و يا پارچه و رنگ جوراب را بگونه‏اى انتخاب كند كه شهوت برانگيز باشد؟
پوشيدن چيزى كه از جهت رنگ يا شكل و يا نحوه پوشيدن باعث جلب توجه اجنبى شود و موجب فساد و ارتكاب حرام گردد، جايز نيست.
س 1368: آيا پوشيدن چيزى كه مخصوص زنان است توسط مردان و برعكس، در خانه بدون قصد تشبّه به جنس مخالف، جايز است؟
تا زمانى كه آن را به عنوان لباس براى خود انتخاب نكرده باشند، اشكال ندارد.
س 1369: فروش لباسهاى زنانه داخلى توسط مردان چه حكمى دارد؟
اگر موجب ترتّب مفاسد اخلاقى واجتماعى نباشد، اشكال ندارد.
س 1370: آيا بافندگى و خريد و فروش جوراب نازك شرعا جايز است؟
اگر توليد و خريد و فروش آن به قصد پوشيدن زنان در برابر مردان اجنبى نباشد، اشكال ندارد.
س 1371: آيا جايز است افرادى كه ازدواج نكرده‏اند با رعايت موازين شرعى و آداب اخلاقى، در فروشگاههاى لباسهاى زنانه و وسايل آرايش كار كنند؟
جواز كاركردن و كسب درآمد حلال شرعا مختص گروه خاصى ازمردم نيست‏
بلكه هر كس كه موازين و آداب اسلامى را رعايت كند حق آن را دارد، ولى اگر براى دادن پروانه تجارى يا اجازه كار از طرف ادارات و نهادهاى مسئول بخاطر رعايت مصالح عمومى براى بعضى از مشاغل شرايط خاصى وضع شده باشد بايد مراعات شود.
س 1372: انداختن زنجير توسط مردان چه حكمى دارد؟
اگر زنجير از طلا باشد و يا از چيزهايى باشد كه استفاده از آنها مخصوص زنان است، انداختن آن براى مردان جايز نيست.

 



( شنبه دهم آذر 1386  |  14:35   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

تنها عفاف زیبنده جوان است
عفاف در لباس
عفاف در نگاه
عفاف در کلام
...
عفاف در زندگی



( شنبه دهم آذر 1386  |  14:30   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

پیامبراکرم صل الله علیه واله وسلم فرمودند :  پیامبر اکرم (صل الله علیه واله) فرمودند: همه چشم‌ها در روز قیامت گریانند مگر چشمی که به نامحرمان نگاه نکند و ...

پیامبراکرم صل الله علیه واله وسلم فرمودند: کسی که دیده خود را از نگاه به زن نامحرم سیراب کند، خداوند درقیامت چشمان او را بوسیله میخهای آتشین وآتش پر می‌کند وچون حسابرسی مردم به پایان برسد، او را در جهنم می‌اندازد.



( شنبه دهم آذر 1386  |  14:7   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

یک روز رسول خدا می خواستند با یکی از اصحاب خود وارد خانه فاطمه علیهاسلام شوند، وقتی به در خانه رسیدند صدا زدند: « سلام علیکم » فاطمه (علیهاسلام) از داخل منزل جواب سلام پدر را دادند. رسول خدا فرمود: داخل شوم؟ فاطمه عرضه داشت: بفرمائید. رسول خدا فرمود: داخل شوم من و هر کس با من است؟ فاطمه (علیهاسلام) گفت: من چادر به سر ندارم، حضرت فرمود: با همان روانداز، سرت را بپوشان. فاطمه (علیهاسلام) خود را پوشاند و سپس رسول خدا وارد شدند. . .

منابع: بحارالانوار، ج 43، ص 62، ح 53.



( شنبه دهم آذر 1386  |  13:34   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:  روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»  رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»   روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»  امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است » 

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.» 
منابع:
بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
بحار/92/43 اول صفحه -
بحار/189/43 -
بحار1/81/43-
بحار/54/43 -



( شنبه دهم آذر 1386  |  13:32   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

علت و فلسفه پيدا شدن حجاب چيست ؟ چطور شد كه در ميان همه يا بعضی‏ ملل باستانی پديد آمد ؟ اسلام كه دينی است كه در همه دستورهای خويش‏ فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأييد و يا تأسيس كرد ؟ . مخالفان حجاب سعی كرده‏اند جريانات ظالمانه‏ای را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامی و غير اسلامی فرق‏ نمی‏گذارند ، چنين وانمود می‏كنند كه حجاب اسلامی نيز از همين جريانات‏ ظالمانه سرچشمه می‏گيرد
در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگونی ابراز شده است و غالبا اين علتها برای ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر می‏كنيم . نظرياتی كه به دست آورده‏ايم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است كه ذيلا ذكر می‏شود :
1 - ميل به رياضت و رهبانيت ( ريشه فلسفی )

 ۲ - عدم امنيت و عدالت اجتماعی ( ريشه اجتماعی )
3 - پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروی وی در جهت منافع‏ اقتصادی مرد ( ريشه اقتصادی )
4 - حسادت و خودخواهی مرد ( ريشه اخلاقی )
5 - عادت زنانگی زن و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزی كم‏ دارد ، به علاوه مقررات خشنی كه در زمينه پليدی او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است ( ريشه روانی )
علل نامبرده يا به هيچ وجه تأثيری در پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده‏اند و يا فرضا در پديد آمدن بعضی از سيستمهای غير اسلامی تأثير داشته است در حجاب‏ اسلامی تأثير نداشته است يعنی حكمت و فلسفه‏ای كه در اسلام سبب تشريع‏ حجاب شده نبوده است
همانطور كه ملاحظه می‏شود مخالفان حجاب گاهی آن را زائيده يك طرز تفكر فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی می‏كنند و گاهی ريشه سياسی و اجتماعی برای آن ذكر می‏كنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی می‏دانند و گاهی جنبه‏های خاص اخلاقی يا روانی را در پديد آمدن آن دخالت می‏دهند



ادامه مطلب


( شنبه دهم آذر 1386  |  13:22   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

زن این موجود ظریف مظهر جمال خلقت است واسلام می خواهد این گوهر گرانبها  درگنجینه حجاب مستورباشدتا ازافات هوسهامصون بماند.ازطرفی حجاب نوعی ارزش  واحترام برای زنان به دنبال می اورد تانامحرمان /هوسرانان/انهارابه دیده حیوانی ننگرند   قران درباره فلسفه حجاب می فرماید:(حجاب برای این است که زنان شناخته نشوند و   مورد اذیت وازار قرار نگیرند)   زن تا زمانی که در غنچه حجاب است هیچ کس هوس چیدن ان را نمی کند اما همین که   حجاب کنار رفت واین غنچه باز شدان را خواهند چید وپس از چند روز پژمرده وپر پر شده   وبه کناری خواهند افکند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مخزن شرف گوهری جز حجاب نیست

شمشر دیده را سپری جز حجاب نیست



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:50   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

حجاب در لغت به معناي : حايل شدن ‍، پوشاندن ، مانع شدن است 0 الحجاب مفرد كلمة حجب به معناي : پرده ، پوشش ، لباس ، پارچه وهر چيزي كه چيز ديگر را بپوشاند يا هر مانع وحايل وفاصله ميان دو يا چند چيز 0 (1)
حال كه به معناي لغوي حجاب پي برديم ، معلوم مي شود كه حجاب مصونيت واطمينان بخش است نه محــدوديت آور! چرا كه گوهر وجودي انسان ارزشمندترين و گرانمايه ترين چيزي است كه ازجانب خداوند باريتعالي ، آن مهربانترين مهربانـــان به وديعه گذارده شده است 0 وهر چيز ارزشمند نيازمند مراقبت ، محافظت ، نگهباني وممانعت از مفقود شـدن ودسـت درازي و سرقت است و گوهر ارزشمند وجود آدمي به مراتب اولي نيازمند چنيين مراقبتي است 0 حجاب صدفي است كه از اين گوهــر گرانمايه محافظت مي نمايد ، پس با چنين تعبيري نيز حجاب ، ارزش آفرين است وپاسبان ارزش نه محدوديت و از بين برندة ارزش وكم كننده ي بهاي ذي قيمت آدمي !
اگر فرض كنيم كه انساني كالاي بسيار ارزشمند مانند : ماشين گران قيمت يا شمش طلا ويا ميليونها تومان پول دارد ، تحقيقاً براي نگهداري ومحافظـت آن از چشم ودسـت متجاوزين در انديشه ي چاره اي مي افتد 0 بطور مثال : براي محافظت ماشينش ، قفل الكترونيكي و زنجير و… وبراي نگهداري از شمش طلا وپول از سيستم بانكي استفاده مي كند ، چراكه از حفظ وصيانت اموال خود مطمئن گردد 0 آيا چنين عملي محدود كردن ويا محروم كردن از دارايي است ؟ آياگوهر وجودي انســـان بعنوان ارزشمند ترين وكامل ترين موجودات نيازمند چنين مرا قبتي نيست ؟ تقواي الهي به همين منظـور در قرآن وروايات بطور متواتربيان شده است وتذكرات فراواني در نگهداري چشم ودست از خيانت به مال وناموس افراد شده است 0 « اللهمّ احفظ عيوننا من الحرام والخيانه » خدايا چشمان مارا از نگاه به حرام وخيانت محفوظ بدار !
بعضي افراد بد حجابي ويا بي حجابي را آزادي دانسته وآن را لازمه ي پيشرفت وترقّي مي دانند وحجاب رامانع اين پيشرفت!
در حاليكه غربيها براي مبارزه با اسلام اصيل وپويا چنين الغائاتي را ايجاد مي كنند تا ارزشها وكرامات والاي آدمي را از بين برده وانسان را موجودي صرفا مادي قلمداد نمايند . همانگونه كه نقل شد : امروزه اشياء ومواد قيمتي نيز براي جلوگيري از سرقت وخيانت در بهترين ومطمئن ترين شكل نگهدلري مي شوند ، اما با عناوين مختلف همچون : حقوق بشر، آزادي و… به دنبال از بين بردن كرامت هاي انساني هستند 0 البته هر جايي كه آزادي ، امنيت سياسي واجتماعي و… آنان را به خطر اندازد با آن به بدتــرين شكل وشديدتــرين راه مقابله مي كنند . بعنوان مثال : در فرانسه كه مهد آزادي وتمدن است ، وقتي دختر مسلمان فرانسوي مي خواهـــــد آزادانه بر مبناي تعاليم ديني خود روسري بر سر كرده ودر محافل آموزشي واجتماعي حضور پيدا كند ، مواجه با برخورد مي شود تاجايي كه دولت ومجلس آن نيز براي مقابله با آن فعال مي شوند !!!



ادامه مطلب


( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:48   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

اطلاع من از جنبه تاريخی كامل نيست . اطلاع تاريخی ما آنگاه كامل است‏ كه بتوانيم درباره همه مللی كه قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر كنيم . قدر مسلم اينست كه قبل از اسلام در ميان بعضی ملل حجاب وجود داشته است
تا آنجا كه من در كتابهای مربوطه خوانده‏ام در ايران باستان و در ميان‏ قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده‏ سخت‏تر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به‏ وسيله اسلام در عرب پيدا شده است
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود می‏نويسد :
" اگر زنی به نقض قانون يهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت و يا در شارع عام نخ می‏رشت يا با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد 

عليهذا حجابی كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانكه‏ بعدا شرح خواهيم داد بسی سخت‏تر و مشكلتر بوده است
در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم می‏گويد :
" در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد می‏كردند . . . "
آنگاه چنين می‏گويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد
زنان فقير چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادی‏ خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشينی زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان‏ را فرا گرفت ، و اين امر خود مبنای پرده‏پوشی در ميان مسلمانان به شمار می‏رود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه‏ آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائی كه از ايران باستان بر جای‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمی‏شود و نامی از ايشان به نظر نمی‏رسد . . . "
چنانكه ملاحظه می‏فرمائيد حجاب سخت و شديدی در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند 

به عقيده ويل دورانت مقررات شديدی كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسی‏ درباره زن حائض اجرا می‏شده كه در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری می‏جسته‏اند و از معاشرت با او پرهيز داشته‏اند سبب اصلی پيدا شدن حجاب در ايران باستان‏ بوده است . در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتی درباره زن حائض اجرا می‏شده است
اما اينكه می‏گويد : " و اين امر خود مبنای پرده پوشی در ميان مسلمانان‏ به شمار می‏رود " منظورش چيست ؟
آيا مقصود اينست كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات‏ خشنی است كه درباره زن حائض اجرا می‏شود ؟ ! همه می‏دانيم كه در اسلام‏ چنين مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخی عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نيز در مدت عادت زنانگی جايز نيست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتی ندارد كه عملا مجبور به گوشه‏نشينی شود
و اگر مقصود اينست كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتی است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد ، باز هم سخن‏ نادرستی است . زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به‏ حجاب نازل شده است
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده می‏شود يعنی هم مدعی است‏ كه حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج‏ يافت و هم مدعی است كه ترك همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان‏ مسلمان و لااقل در گوشه‏گيری آنان مؤثر بوده است در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) می‏گويد :  " ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام‏ بود . عربان از دلفريبی زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعی وی را با ترديد معمولی مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافی‏ می‏كردند . عمر به قوم خود می‏گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف رأی ايشان‏ رفتار كنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات می‏كردند و در كوچه‏ها پهلو به پهلوی‏ می‏رفتند و در مسجد با هم نماز می‏كردند
حجاب و خواجه‏داری در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد گوشه گيری زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام‏ بودند "
در صفحه 111 می‏گويد : " پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهی كرده بود ، اما بعضی عربان اين دستور را نديده می‏گرفتند . همه طبقات زيورهائی داشتند . زنان پيكر خود را به‏ نيم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ می‏آراستند ، موی خود را به‏ زيبائی دسته می‏كردند يا به دو طرف سر می‏ريختند ، يا به دسته‏ها بافته به‏ پشت سر می‏آويختند و گاهی اوقات با رشته‏های سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر می‏كردند . غالبا خود را به جواهر و گل می‏آراستند . پس از سال 97 هجری چهره خويش را از زير چشم به نقاب می‏پوشيدند . از آن پس اين عادت‏ همچنان رواج بود "  ويل دورانت در جلد 10 " تاريخ تمدن " صفحه 233 راجع به ايرانيان‏ باستان می‏گويد : " داشتن متعه بلامانع بود . اين متعه‏ها مانند معشوقه‏های يونانی آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان‏ قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می‏شدند . اين رسم ديرين ايرانی به‏ اسلام منتقل شد "
ويل دورانت طوری سخن می‏گويد كه گوئی در زمان پيغمبر كوچكترين دستوری‏ درباره پوشيدگی در زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهی كرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم‏ هجری با بی حجابی كامل رفت و آمد می‏كرده‏اند . و حال آنكه قطعا چنين‏ نيست . تاريخ قطعی برخلاف آن شهادت می‏دهد . بدون شك زن جاهليت همچنان‏ بوده كه ويل دورانت توصيف می‏كند ولی اسلام در اين جهت تحولی به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش می‏كرد : " مرحبا به زنان انصار ، همينكه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسريهای مشكلی‏ می‏پوشيدند . گوئی كلاغ روی سرشان نشسته است " ( 1 )
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام‏سلمه نقل می‏كند با اين تفاوت كه ام‏سلمه می‏گويد : " پس از آنكه آيه سوره احزاب ( « يدنين عليهن من جلابيبهن ») نازل‏ شد ، زنان انصار چنين كردند "
" كنت گوبينو " در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب‏ شديد دوره ساسانی ، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقی ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساسانی بوده است تنها پوشيدگی زن نبوده است بلكه‏ مخفی نگه داشتن زن بوده است .
پاورقی : 1 - كشاف ، ذيل آيه 31 از سوره نور  مدعی است كه خودسری موبدان و شاهزادگان‏ آن دوره به قدری بود كه اگر كسی زن خوشگلی در خانه داشت نمی‏گذاشت كسی از وجودش‏ آگاه گردد و حتی الامكان او را پنهان می‏كرد زيرا اگر معلوم می‏شد كه چنين‏ خانم خوشگلی در خانه‏اش هست ديگر مالك او و احيانا مالك جان خودش هم‏ نبود
" جواهر لعل نهرو " نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب " نگاهی به تاريخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامی ، به‏ تغييراتی كه بعدها پيدا شد اشاره می‏كند و از آنجمله می‏گويد :
" يك تغيير بزرگ و تأسف‏آور نيز تدريجا روی نمود و آن در وضع زنان‏ بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگی نمی‏كردند بلكه در اماكن عمومی حضور می‏يافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می‏رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می‏پرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجا بيش از پيش‏ رسمی را كه در دو امپراطوری مجاورشان يعنی امپراطوری روم شرقی و امپراطوری ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطوری روم را شكست دادند و به امپراطوری ايران پايان بخشيدند . اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند . به قراری كه نقل شده است‏ مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدائی زنان از مردان و پرده‏نشينی ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد . تدريجا سيستم " حرم " آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند " سخن درستی نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه‏ مسلمانان غير عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد نه اينكه اسلام اساسا به پوشش زن هيچ عنايتی‏ نداشته است
از سخنان نهرو بر می‏آيد كه روميان نيز ( شايد تحت تأثير قوم يهود ) حجاب داشته‏اند و رسم حرمسراداری نيز از روم و ايران به دربار خلفای‏ اسلامی راه يافت . اين نكته را ديگران نيز تأييد كرده‏اند
در هند نيز حجاب سخت و شديدی حكمفرما بوده است ولی درست روشن نيست‏ كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام‏ در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايرانی حجاب زن را پذيرفته‏اند . آنچه مسلم است اينست‏ كه حجاب هندی نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر می‏آيد كه حجاب هندی به‏ وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است
نهرو پس از سخنانی كه از او نقل كرديم می‏گويد : " متأسفانه اين رسم ناپسند كم‏كم يكی از خصوصيات جامعه اسلامی شد و هند نيز وقتی مسلمانان بدينجا آمدند آنرا آموخت "
به عقيده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است
ولی اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكی از علل پديد آمدن حجاب‏ بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمترين ايام حجاب را پذيرفته است
زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادی بوده است  راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 می‏گويد : " اخلاق جنسی آنچنان كه در جوامع متمدن ديده می‏شود از دو منبع سرچشمه‏ می‏گيرد : يكی تمايل به اطمينان پدری ، و ديگری اعتقاد مرتاضانه به خبيث‏ بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به‏ امروز فقط از منبع اول منشعب می‏شود ، و استثنای آن هند و ايران است كه‏ ظاهرا رياضت طلبی در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است‏ " . به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست ، اما اينكه حدود حجاب اسلامی با حجابی‏ كه در ملل باستانی بود يكی است يا نه ؟ و ديگر اينكه علت و فلسفه‏ای كه‏ از نظر اسلام حجاب را لازم می‏سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهای‏ ديگر جهان منشأ پديد آمدن حجاب شده است يا نه ؟ مطالبی است كه در قسمتهای بعدی به تفصيل درباره آنها سخن خواهيم گفت



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:48   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.  یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد. در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.



ادامه مطلب


( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:47   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

 آيات مربوط بدين موضوع در دو سوره‏ از قرآن آمده است : يكی سوره " نور " و ديگر سوره " احزاب " . ما تفسير آيات را بيان می‏كنيم و سپس به مسائل فقهی و بحث روايات و نقل‏ فتوای فقهاء می‏پردازيم . در سوره نور آيه‏ای كه مربوط به مطلب است آيه‏ 31 می‏باشد . چند آيه قبل از آن آيه متعرض وظيفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حكم مقدمه اين آيه می‏باشد . تفسير آيات را از آنجا شروع‏ می‏كنيم : « يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون ( 27 ) فان لم تجدوا فيها احدا فلا تدخلوها حتی يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكی لكم و الله بما تعملون عليم ( 28 ) ليس عليكم جناح ان تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم و الله يعلم ما تبدون و ما تكتمون ( 29 ) قل للمؤمنين‏ يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبير بما يصنعون‏ ( 30 ) و قل للمؤمنات يغضضن من » ²ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن‏ علی جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير اولی الاربة من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علی عورات النساء ، و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الی الله جميعا ايها المؤمنون لعلكم تفلحون

ای كسانی كه ايمان آورديد ! به خانه ديگران داخل نشويد مگر آنكه قبلا آنان را آگاه سازيد . و بر اهل خانه سلام كنيد . اين برای شما بهتر است
باشد كه پند گيريد
اگر كسی را در خانه نيافتيد داخل نشويد تا به شما اجازه داده شود . اگر گفته شد باز گرديد ، بازگرديد كه پاكيزه‏تر است برای شما . خدا بدانچه‏ انجام می‏دهيد داناست
باكی نيست كه در خانه‏هائی كه محل سكنا نيست و نفعی در آنجا داريد ( بدون اجازه ) داخل شويد . خدا آنچه را آشكار می‏كنيد و آنچه را نهان‏ می‏داريد آگاه است   به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ كنند . اين برای‏ شما پاكيزه‏تر است . خدا بدانچه می‏كنيد آگاه است . به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامنهای خويش حفظ كنند و زيور خويش آشكار نكنند مگر آنچه پيدا است ، سرپوشهای خويش بر گريبانها بزنند ، زيور خويش آشكار نكنند مگر برای شوهران ، يا پدران ، يا پدر شوهران ، يا پسران ، يا پسر شوهران ، يا برادران ، يا برادر زادگان ، يا خواهرزادگان‏ ، يا زنان ، يا مملوكانشان ، يا مردان طفيلی كه حاجت به زن ندارند ، يا كودكانی كه از راز زنان آگاه نيستند ( يا بر كامجوئی از زنان توانا نيستند ) و پای به زمين نكوبند كه زيورهای مخفيشان دانسته شود . ای گروه‏ مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه بريد ، باشد كه رستگار شويد
مفاد آيه اول و دوم اينست كه مؤمنين نبايد سرزده و بدون اجازه به خانه‏ كسی داخل شوند . در آيه سوم مكانهای عمومی و جاهائی كه برای سكونت نيست‏ از اين دستور استثناء می‏گردد . سپس دو آيه ديگر مربوط به وظائف زن و مرد است در معاشرت با يكديگر كه شامل چند قسمت است : 1 - هر مسلمان ، چه مرد و چه زن ، بايد از چشم چرانی و نظر بازی‏ اجتناب كند
2 - مسلمان ، خواه مرد يا زن ، بايد پاكدامن باشد و عورت خود را از ديگران بپوشد
3 - زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران‏ آشكار نسازند و در صدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند    4 - دو استثناء برای لزوم پوشش زن ذكر شده كه يكی با جمله " « و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها »" بيان شده است و نسبت به عموم مردان‏ است و ديگری با جمله " « و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن »الخ " ذكر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجويز می‏كند



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:46   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

 - رعايت حجاب در سلامت و پاکي اجتماع موثر است به علت تاثير زياد آن در استحکام خانواده به عنوان پايه و اساس اجتماع و نيز تاثير آن در ساخته شدن فرزندان با تربيت صحيح و پاک نگه داشتن محيط اجتماع از عوامل تحريک آميز حيواني معلوم است وقتي کانون خانواده گرم وپرجاذبه باشد اين گرمي و استحکام دربالا بردن روحيه عمومي مردم و جامعه تاثير بسزايي خواهد داشت وقتي کودکان چنين خانواده با تربيت صحيح و تعادل روحيه و افکار پرورش يافتند در جامعه منشاء سازندگي ترقي و تعالي مي شوند .

- با رعايت حجاب ريشه بسياري از تفاخرها –تکاثرها ، اسرافها – تحريک هاي بي موقع در اجتماع کنده خواهد شد و بذر فساد خشکيده خواهد شد . چرا که ديگر زنان عمر خود را به جاي صرف  در اينگونه ضد ارزش ها در جهت هدف نهايي زندگي انساني و سعادت راستين صرف مي کنند و لذا ديگر ، گناه به فساد کشاندن ساير افراد جامعه و اتلاف عمر آنان و ايجاد زمينه براي انواع فساددر اجتماع صورت نمي گيرد .



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:46   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

1) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خیره می‌شود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است.»

2) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند...»

3) ام سلمه می گوید:
روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند.»
پیامبر فرمود:«آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟!»

4) امام رضا علیه السلام در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است.»

منابع:
بحار الانوار، ج 103، باب 61 و 62.
بحار الانوار، ج 104، باب 91.



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:44   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

 حضور افسر پلیس ویژه به عنوان نخستین پلیس محجبه کمبریج شایر و استقبال گرم ساکنان این شهر، ضرورت فعالیت اقلیت مسلمان در نیروهای پلیس کشورهای غربی را مورد توجه قرار می دهد، چرا که این امر می تواند علاوه بر حفظ حقوق مسلمانان، تردیدها و سوء ظنهای بی مورد نیروهای پلیس علیه جوامع اسلامی را کاهش دهد. رکسانا بیگم 23 ساله پس از آنکه تصمیم گرفت هنگام انجام وظیفه حجاب خود را حفظ کند اظهار داشت: واکنشهای مثبت مردم عامل اعتماد به نفس من بوده است.وی گفت: بسیاری از مردم نزد من آمده و از اینکه به عنوان مسلمان نماینده ای در پلیس برای آنها محسوب می شوم ابراز مسرت کردند. مردم همچنین برای پیشبرد کارم آرزوی موفقیت می کنند.نخستین پلیس زن مسلمان اظهار می دارد واکنشهایی که تاکنون دریافت کرده همان موارد مورد نظر وی بوده است چرا که هرگز به واکنشهای منفی فکر نمی کرده و همانطور که انتظار داشته مردم از حجاب وی استقبال کرده اند.وی جامعه بریتانیا را از نظر دینی و نژادی متکثر توصیف کرد و گفت: از سوی همکاران خود در نیروی پلیس مورد حمایت قرار گرفته بنابراین در نظر دارد سایر مسلمانان را برای ملحق شدن به نیروی پلیس ترغیب کند.وی گفت: اگر هر فردی عللی برای دلسرد کردن من از حجاب ارائه دهد، این امر باعث نمی شود که حجاب را کنار بگذارم. پس از حملات یازدهم سپتامبر رسانه ها تصاویر منفی درباره مسلمانان منعکس کردند، اما مردم باید درک کنند که اسلامی که میلیونها نفر از آن تبعیت می کنند دینی صلح آمیز است.رکسانا اخیرا تحصیلات خود را در رشته جرم شناسی دانشگاه انجلینا راسکین تکیمل کرده است اما از چهار سال پیش در نیروی پلیس بریتانیا فعالیت می کند.تصمیم وی برای حفظ حجاب هنگام خدمت باعث شد اداره پلیس کمبریج شایر حجاب ویژه ای برای وی طراحی کند که با لباس متحدالشکل نیروی پلیس همخوانی داشته و معیارهای اسلامی را نیز رعایت کند.



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:43   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

حجاب نماد مقدسی از اسلام و حافظ شخصیت زن مسلمان است ، حجاب یک اصل قرآنی و یک ضرورت دینی بوده و بی حجابی و بد حجابی گامی به سوی بی بند و باری است .حجاب به معنای پوشاندن بدن از نامحرمان امری فطری است برهنگی و بی حجابی و حتی بد حجابی از جمله تنشهای فرهنگی اجتماعی است که جوامع را در آستانه فروپاشی قرار داده که نمونه بارز آن را می توان در غرب بی بند و بار کنونی جستجو کرد .حجاب مانع ترویج فساد است چیزی که در غرب بی داد می کند و استعمار  سعی می کند با ترویج بی حجابی هویت زن را زیر سووال برد و فساد را در جامعه ایجاد کند در حالیکه اسلام زنان را در متن اجتماع به تلاش کوشش و فعالیت اجتماعی فرا می خواند .حجاب در معنای رایج و شایع لغت "حجاب پرده" است که اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده ای گمان می کنند که اسلام خواسته زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد در حالی که وظیفه پوشش که د ر اسلام برای زنان مقرر شده بدین معنا نیست که زن از خانه بیرون نرود ، پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد .

اسلام مخالف آزادی زنان نیست بلکه فرهنگ استعماری که داد تمدن می زند و با حجاب به فعالیت برخاسته اند مخالف است .پس مقصود از حجاب زن در اسلام این است که زنان به جز صورت و دو دست و اعضای بدن زینت و زیور خود را در برابر مردان بیگانه بپوشاند تا بدین وسیله به حفظ عفت و شرافت خود موفق شود  .

حجاب در آیینه تاریخ 

حجاب و پوشش نه تنها در ایران به ویژه در سودان ، مدیترانه و خاورمیانه قدمتی طولانی دارد در منطقه بین النهرین قدمت این سنت به دومین هزاره پیش از میلاد و شاید قبل از آن باز می گردد .دلایل بسیار ضعیفی موجود است که زنان پیش از هزاره دوم میلاد نیز پوشش داشتند ؛ اما نقوش بسیار کمی از این زنان باقی مانده است که آنان را در اندرونی خانه یا فقر نشان می دهد تنها یک نمونه از نقش زنی در عراق پیدا شده که با تکه پارچه کوچکی سرش را پوشانده است .  تقریبا از سال 1800 قبل از میلاد شواهدی وجود دارد که در منطقه خاورمیانه زنان به روشهای گوناگون خود را می پوشاندند .در کتیبه های قدیمی نیز مطلبی درباره زنان بلند مرتبه بابلی وجود دارد که به نیمه اول هزاره پیش از میلاد مسیح باز می گردد در این کتیبه ها فرمان هایی است که برای انتقام از بابلیان صادر شده است .زنان بابلی ملزم به اجرای کارهای پست باید حجابشان را از سر بر دارند و پاهایشان را برهنه کنند .

پوشش سنتی زن ایران 

حجاب نام پوششی است که در برخی ادیان برای مردان و زنان وضع شده است در ایران قبل از اسلام که بیشتر ایرانیان زرتشتی بودند استفاده از چادر رواج داشته و پوششی بوده که موی سر زنان را پوشانده و تا نزدیکی های زانو می آمده است برای همین است که چادر بیشتر از آن که سنتی عربی باشد پوششی است ایرانی .در ایران باستان چادر قبل از حضور دین مبین اسلام مقوله ای ملی مطرح بوده است تا بدانجا که برخی محققان و اندیشمندان پوشش اسلامی را نتیجه تعامل فرهنگی بین اعراب و ایرانیان دانسته اند اما صحیح آن است که مبانی فقهی و احکام اسلامی از آنجا که بر پایه فطرت و ارزش های والای بشری بنا نهاده شده است با مهر تایید زدن بر حجاب ایرانی موجب تقویت و اعتلای فرهنگ حجاب که اکنون مترادف با پوشش اسلامی است شده است  . 

تاریخ حجاب در ایران  

یافته های پژوهشی نشان می دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بوده اند حجاب کاملی شامل پیراهن بلند چین دار و شلوار تا مچ و شنلی بلند روی لباس ها داشته اند .این حجاب در دوران سلسله های مختلف پارس ها نیز معمول بوده است در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن زنان ایرانی از حجاب کاملی برخوردار بوده اند برابر متون تاریخی ، در همه آن زمان ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آزادی در محیط بیرون حانه رفت و آمد می کردند و هم پای مردان به کار می پرداختند و این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاط های فساد برانگیز همراه بوده است . جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای بوده است که در دوران سلطه کامل شاهان هنگامی که خشایار شاه به ملکه "وشی" دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران زیبایی او را بنگرند وی امتناع کرد و برای این سرپیچی به حکم داوران عنوان ملکه ایران را از دست داد .در زمان ساسانیان که پس از نبوت زرتشت است افزون بر چادر ، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد .امید داریم که زنان ایران زمین در حفظ سنت گذشته خود کوشا باشند و با تکیه بر آموزش های اصولی و معقول فرهنگ حجاب را به عنوان یک ارزش در جامعه نهادینه کنند و برای نیل به این هدف باید ایمان و اعتماد را در بانوان تقویت کرد و این مسئله را یپذیرند که حجاب برای تامین سلامت و امنیت جامعه است .



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:43   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

 حقيقت امر اين است كه در مساله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب‏سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن اين است كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زنى در هر محفلى حداكثر تمتعات را به استثناى زنا ببرد يا نه؟ اسلام كه به روح مسائل مى‏نگرد جواب مى‏دهد: خير، مردان فقط در محيط خانوادگى و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين مى‏توانند از زنان به عنوان همسران قانونى كامجويى كنند، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است.و زنان نيز از اينكه مردان را در خارج از كانون خانوادگى كامياب سازند به هر صورت و به هر شكل ممنوع مى‏باشند. درست است كه صورت ظاهر مساله اين است كه زن چه بكند؟ پوشيده بيرون بيايد يا عريان؟ يعنى آن كس كه مساله به نام او عنوان مى‏شود زن است و احيانا مساله با لحن دلسوزانه‏اى طرح مى‏شود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب؟ اما روح مساله و باطن مطلب چيز ديگر است و آن اينكه آيا مرد بايد در بهره‏كشى جنسى از زن، جز از جهت زنا، آزادى مطلق داشته باشد يا نه؟ يعنى آن كه در اين مساله ذى نفع است مرد است نه زن، و لااقل مرد از زن در اين مساله ذى‏نفع‏تر است.به قول ويل دورانت: «دامنهاى كوتاه براى همه جهانيان بجز خياطان نعمتى است.» پس روح مساله، محدوديت كاميابيها به محيط خانوادگى و همسران مشروع، يا آزاد بودن كاميابيها و كشيده شدن آنها به محيط اجتماع است.اسلام طرفدار فرضيه اول است. از نظر اسلام محدوديت كاميابيهاى جنسى به محيط خانوادگى و همسران مشروع، از جنبه روانى به بهداشت روانى اجتماع كمك مى‏كند، و از جنبه خانوادگى سبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقرارى صميميت كامل بين زوجين مى‏گردد، و از جنبه اجتماعى موجب حفظ و استيفاى نيروى كار و فعاليت اجتماع مى‏گردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مى‏گردد كه ارزش زن در برابر مرد بالا رود. فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چيز است.بعضى از آنها جنبه روانى دارد و بعضى جنبه خانه و خانوادگى، و بعضى ديگر جنبه اجتماعى، و بعضى مربوط است‏به بالا بردن احترام زن و جلوگيرى از ابتذال او. حجاب در اسلام از يك مساله كلى‏تر و اساسى‏ترى ريشه مى‏گيرد و آن اين است كه اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى، چه بصرى و لمسى و چه نوع ديگر، به محيط خانوادگى و در كادر ازدواج قانونى اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براى كار و فعاليت‏باشد.بر خلاف سيستم غربى عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتجوييهاى جنسى به هم مى‏آميزد اسلام مى‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند. كتاب: مجموعه آثار جلد 19 صفحه 432



( جمعه سی ام تیر 1385  |  19:42   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

مقدمه: میل به زیبایی و جمال امری فطری است و دین اسلام برای آن ارزش بسیار قائل می باشد. در عصر ما با وجود پیشرفت بسیار علم و تمدن هنوز برخی از زوایای دینمان برای پیروانش ناشناخته مانده و افرادی از روی ناآگاهی و به گمان فقدتن دستورات در خصوص آراستگی ظاهر به دنبال الگوهای فاسد و مدهای عجیب غربی می روند. پژوهش حاضر این رسالت را به عهده گرفت تا جوانان را با دیدگاه اسلام در این خصوص آشنا سازد. این مجموعه دارای سه بخش ا ست، که شرح مطالب هر کدام در عناوین فرعی بیان شده است. امید است با الگو قرار دادن دستورات دینی و فرهنگ اسلامی جامعه ای به دور از تهاجمات فرهنگی و بی بند و باری های اجتماعی داشته باشیم. آراستگی و ویژگی های آن: 1- مفهوم آراستگي آراستگي از نظر لغوي مصدري به معناي زينت دادن و تزيين كردن است . اما معاني ديگر مانند نظم و مرتب بودن ، هماهنگ بودن و آماده و مهيا بودن نيز براي آن گفته شده1، كه كاملاً مرتبط با معناي اول است ، زيرا تزيين كردن به نوعي با نظم و تقارن همراه است و در واقع شخصي كه در ارتباط با عمل تزيين و آراستن مي باشداز طريق مجموعه آراسته شده با بيننده ارتباط برقرار مي نمايد وهر چه از اصول و قواعد فطرت زيبا پسند بهتر آگاه باشد، اين ارتباط قويتر و عميق تر خواهد بود. 2- جايگاه آراستگي در آغاز مهمترين مسئله مورد بحث ، در خصوص ديدگاه اسلام ، در مورد آراستگي و زينت است و بايد روشن شود كه اسلام در مورد آرايش وزينت چه موضعي را اتخاذ نموده و رهروانش را به چه سويي راهنمايي نموده است . از آنجا كه اسلام دين كامل و جامع است به تفضيل به اين موضوع پرداخته و راه را براي پيروانش روشن نموده است و ما در اينجا به كتاب حق رجوع مي نمائيم تا با استناد ازآن شرح مطلب نمائيم . در قرآن كريم آمده است : إنّّّّا زَينا السماء الدنيا بزينه الكوكب ...2 ما نزديك ترين آسمان را با ستارگان بياراستيم ... در اين آيه خداوند بيان داشته كه ستارگان زينتهاي آسمان هستند .بنابراين زينت في نفسه امري مذموم و ناپسند نيست . لذا خداوند در خلقت آسمانها و زمين از زينت استفاده نموده است . خداوند بهره گيري از زینت را براي مسلمانان مجاز دانسته 3 و از آن با عنوان نعمت ياد مي كند. اما ميزان و حد بكار گيري زينت نيز حائز اهميت است چرا كه اسلام جائز نمي داند كه مسلمانان در هيچ زمينه دچار افراط و تفريط شوند . لذا در خصوص اين امر نيز حد اعتدال را انتخاب نموده و آن را جزو لاينفكي براي رشد و تعالي انسان مي داند. استفاده از زيباييهاي طبيعت ،پوشيدن لباسهاي متناسب ، به كار بردن انواع عطرها نه تنها مجاز است بلكه به آن توصيه و سفارش نيز شده است و در اين خصوص رواياتي از ائمه اطهار و اهل بيت نقل شده است. 3- اهميت آراستگي ظاهري آراستگي ظاهر طريقي براي احترام به خويشتن و ديگران است و بر همگان واجب است در هر شرايطي حداكثر دقت وتوجه را به اين مهم مبذول دارند، چرا كه در نظر اول ظاهر انسان نمايانده مي شود و پيغامها دروني و افكار هر شخص را انتقال مي دهد . امام صادق (علیه السلام) به يكي از يارانش مي گويد : اظهار النعمه احب إلي الله من صيانتها ، فاياك أن تتزين الا في أحسن زين قومک نمايان كردن نعمت ،نزد خدا از نگه داشتن آن محبوب تر است پس مبادا كه جز به بهترين شكل مورد پسند به سوی قومت بيرون آيي. از مفهوم حديث مذكور چنين بر مي آيد كه آراستگي در فرهنگ دين مبين اسلام از جايگاهي رفيع برخوردار است .انسان به مقتضاي فطرت،جوياي پاكيزگي ،زيبايي و آراستگي است و از ژوليدگي و پليدي نفرت دارد و اسلام چون دين فطرت است به پيروانش دستور مي دهد ، تا همواره مظاهر زشتي را از خود ومحيط زندگي خويش دور سازند و با ظاهري آراسته و زيبا در معرض ديد همنوعان خود ظاهر شوند.5 4- تفاوت آراستگي زن و مرد پس از بيان مطالب كلي در مورد آراستگي و قبول اينكه آراستن ظاهر از ديدگاه اسلام مورد تأييد و تأكيداست . به جاست در خصوص تفاوت آرايش زن و مرد بحث شود . از آنجا كه حفظ حجاب براي زنان در چندين آيه قرآن بيان شده و یکی از دستورات مهم اسلام است. بهره گيري از زينتها و آرايش بايد در راستا و حدود آن صورت پذيرد . البته تفاوت آراستگي زن و مرد در امر حفظ حجاب خلاصه نمي شود ، اسلام با كمك روحيات و تفاوت هاي احساسات در زن و مرد به نكات ظريفي اشاره دارد. برای نمونه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) می فرمایند : قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) للرجال قصوا أظافیرکم و للنساء اترکن من أظفا رکن فانه لکن6 ایشان پیرامون کوتاه نمودن ناخن به مردان فرموده اند : ناخنها را کوتاه کنید ولی به زنان فرموده اند : «ناخنها را کوتاه نکنید و مقداری را بلند نگاه دارید زیرا برای شما زیباتر است.» در مورد سایر لوازم آرایش نیز تفاوتهایی در دستورات به زنان و مردان مشاهده می شود مانند نحوه به کارگیری روغن ، میزان کوتاه نمودن موی سر و ... ، اما تفاوت در آراستگی زن و مرد در مستحبات خلاصه نمی شود ، بلکه در پاره ای موارد حکم حرمت بیان شده است ، مثل استفاده از زیور آلات ، طلا توسط مردان که حرام است ، اما همین عمل برای بانوان عملی جائز است . یک حکم کلی در این مورد ضروری به نظر می رسد و آن حرمت شبیه نمودن هر یک از دو جنس مانند جنس مخالفشان است که در رساله های عملیه به طور کامل و واضح بیان شده است . 5- انواع آراستگي : با يك نگاه كلي آراستگي را مي توان در دو حوزه آراستگي ظاهري و باطني مورد بحث قرار داد. اسلام به هر دو نوع آن توصيه مي كند ، كمال و رشد شخصيت و روان انساني در كنار آراستگي ظاهري سفارش شده است . كتاب الهي مسلمانان مي فرمايد : يا بني آدم ، خذوا زينتكم عند كل مسجد7 اي فرزند آدم ! زينت و آراستگي خود را در هر مسجدي با خود برداريد در اين آيه نيز هر دو بعد زينت مورد اشاره است و بياني از گره خوردن زينت ظاهري و آراستگي باطني است . 1-5 ابعاد آراستگي باطن : آراستگي باطني جنبه اي است كه اديان الهي به آن توجه داشته و رهروان خود را به آن امر مي نمايند . مي توان زينتهاي باطني را در سه دسته كلي فكري ، گفتاري و رفتاري مورد بررسي قرار داد . 1-1-5 آراستگي افكار : انسان مي تواند انديشه هاي خود را عقلاني و نوراني كند و بدين گونه روح خود را بيارايد زيرا «العقل زين»8 ،«عقل زينت است» البته اين زينت شامل جنبه هاي مختلفي است اعم از : علم و حكمت و ادب ، ايثار و دوستي مسكينان ، بردباري و سخاوت و ديگر حسنات است . بر هر مسلمان واجب است تا رفتار خود را بر اساس موازين دين اصلاح كند و در تربيت اين بعد روحي هر چه بيشتر كوشا باشد . 2-1-5 آراستگي گفتار : آراستگي گفتار شامل جنبه هاي گسترده و مختلفي است . در متون ديني و احاديث در مواردي از قبیل دروغ نگفتن ، ناسزا نگفتن ، دشنام ندادن ، غيبت نكردن ، تهمت نزدن ، افشا نكردن راز ، حفظ آبروي مؤمن تذكر داده شده است . اما چاره همه اينها سكوت است كه امام حسين (علیه السلام) نيز آن را زينت مي نامند [9]و اين از آراستگي گفتار است چرا كه سكوت ،روشي براي مقابله با بسياري از گفتار هاي ناپسند است . 3-1-5 آراستگي رفتار : احاديث زيبا در اين باره بسيار است اما در اين گزارش اجمالي نمونه هاي برجسته كه در كلام معصومين جلوه گر مي باشد ذكر مي شود كه شامل انصاف و تحمل، وفا، مدارا با خلق ، حيا و عفت ، قناعت و شجاعت و ایثار و دوستی مسکینان و بردباری و سخاوت و دیگر صفات می باشد . حضرت علی (علیه السلام) در حدیث جامعی پیرامون زیر آراستگی رفتار می فرمایند : « خویشتنداری زیور فقر ، شکر زیور توانگری ، شکیبایی زیور بلا ، فصاحت زیور سخن ، دادگری زیور ایمان ، آرامش زیور عبادت ، حفظ کردن زیور روایت ، فروتنی زیور دانش و ادب ، تربیت نیکو زیور خرد ، گشاده رویی زیور بردباری ، ایثار زیور زهد ، بسیار گریستن زیور خدا ترسی و رها کردن بیهوده ها زیور پارسایی است.»10 2-5 ابعاد آراستگي ظاهر : آراستگي ظاهري كه بحث اصلي اين تحقيق است شامل جنبه هاي گوناگوني است . امام صادق (علیه السلام) در اين خصوص مي فرمايند : ان الله یحب الجمال و التجمل و يبغض البوس و التباؤس 11 خداوند زيبايي و آرايش را دوست دارد و از زشتي و زشت نمايي بيزار است. پس انسان مومن به ظاهر و جسم خود رسيدگي مي نمايد وهمچنين توجه لازم به محيط زندگي و آراستگي آن دارد و آن را با رعايت پاكيزگي، دلنشين و زيبا مي سازد، اما مطلب پیرامون آراستگی ظاهر و ابعاد آن بسیار است که در بخش دوم به تفضیل به آن می پردازیم . 6- تهاجم فرهنگي در لواي آرايش : در عصر حاضر كه پيشرفتها علمي بشر بسيار چشمگير است و بشر امكانات بيشماري را به خدمت گرفته است ، بي توجهي و ناسپاسي او نسبت به ولي نعمت كمرنگ شده و از آخربيني غافل گرديده است . بشر امروزي دست به كارهاي عجيب و غريبي مي زند كه هر انسان حقيقت بيني را به گيجي و سردرگمي وا مي دارد.12 يكي از معضلات جامعه امروزي رواج الگوهاي خاص غربي در پوشش و آرايش ظاهر است كه در ميان جوانان ديده مي شود . پوشيدن لباسهاي چسب و صورتهاي آرايش شده و آراستن موها به شكلهاي خاص از ظواهر اين امر است . تهاجمات و توطئه هاي فرهنگي از سوي دشمنان اسلام طرح مي شود و هدف از انجام اين امور تضعيف و به زانو در آوردن جوامع مسلمين است. لذا جهت مقابله با اين توطئه ها بايد نسبت به افزايش آگاهي و اطلاعات جوانان تلاش نموده تا با آگاهي و هوشياري اين قشر از به هدر رفتن توانايي و استعدادهاي بالقوه آنها جلوگيري نمائيم.

محقق: پری اسماعیلی -------------------------------------------------------------------------------- پی نوشتها: 1- محمد معین، فرهنگ فارسی ، چاپخانه سپهر ، 1375 2- صافات (سوره 37)/ 6 3- اعراف(سوره 7)/32 4- محمد باقر بن محمد تقی مجلسی ، بحارالانوارالدرر الاخبار الائمه الاطهار (علیه السلام) ،موسسه الوفاء، بیروت لبنان ، 1403، ج76، ص307 5- سید محمد مقدس نیا و محمد مهدی محمدی ، آداب معاشرت ، پیک جلال ، مشهد ، تابستان 1379، ص 101 6- محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ،علی صحت ،انتشارات ناس ، 1366،ج2،ص 134،باب 81 7- اعراف (سوره 7)/ 31 8- عبدالواحد بن محمدآمدی،غررالحکم،مهدی انصاری قمی ،امام عصر (عج) ، تهران، 1381،ج3،ص 55 9- امام حسين :« الصمت زين » به نقل از احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاريخ یعقوبي ، محمدابراهيم آيتي ، بنگاه نشر و ترجمه كتب 1356 ، ج 2 ، ص 246 10- محمد باقر بن محمد تقی مجلسی ، بحارالانوار ، موسی خسروی ، ج 78، ص 80 11- محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، محمد باقر کمره ای، تهران اسوه، 1373، ج6، ص440 12- ستار هدایتخواه، زیور عفاف (پاسخ به اشکالات و شبهات حجاب اسلامی)، معاونت پژوهشی اداره کل آموزش و پرورش، مشهد، چاپ دوم، پاییز1374، ص145 و 146



( پنجشنبه هفدهم آذر 1384  |  13:40   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

 رژیم پهلوی برای مبارزه با چادر و حجاب موارد زیر را پیش بینی کرده بود که در یک سند محرمانه بدست آمد

برای مبارزه با این پوشش حقیر (چادر) این راه ها پیشنهاد می شود. الف:اقداماتی که در دراز مدت خواهد بود 1- بهره گیری از خدمات رسانه های گروهی (نمونه اش رادیو فردا و رادیو لندن و انواع شبکه های ماهواره ای و برخی برنامه های داخلی صدا و سیما که نشان از نفوذ در این رسانه ملی دارد )

 2- ایجاد هماهنگی لازم بین رسانه های گروهی و متون کتاب های درسی برای دگرکونی باور داشته های فعلی در زمینه ارتباط چادر با معتقدات اخلاقی و مذهبی (یک چیزی شبیه اهانت به مقدسات اسلامی که مشخص شد هماهنگ شده بوده است)

 3- ایجاد هماهنگی کامل بین برنامه های تلویزیون رادیو محتوای مطبوعات با متون کتب درسی در تغییر ذهنی از زن (تا خانم ها فکر کنند چادر اضافیه و نمونه اش را در مجلاتی که روی جلدشان زن آرایش کرده است می بینیم)

 4- استفاده از نفوذ روحانیون (درباری) و سپاهیان دین. چون دیدند نتوانستند در سپاه نفوذ کنند آنرا جز لیست تروریست قرار دادند))

 5- انتشار مقالات و نشریات مخصوص (حتی در برخی مجلات و رزنامه های داخلی) 6

- بهره گیری از نفوذ کلام روحانیون دانشمند (درباری) در جهت تفکیک مفهوم حجاب از چادر (دیدید که می گویند حجاب که به چادر نیست) 7

- آموزش غیر مستقیم کودکان در مدارس به منظور انتقال این دریافت ها به بزرگ تر ها طرف به مادرش میگه چادر قدیمی شده اون مال زمان شما بوده ))

8- گنجاندن مواد خاص در آموزش های جنبی کانون ها (دیدید که خیلی از وسایل وارداتی به کشور دارای یک منظره شهوت زا و تحریک کننده است مثل لوازم ورزشی و آرایشی و بهداشتی بانوان که توی داروخانه ها زیاد است) ب: اقداماتی که در کوتاه مدت موثر خواهد بود ... که با اتخاذ تدابیر مطلوب می توان تعداد استفاده کنندگان چادر را کاهش داد 1- ممنوع بودن چادر برای دانش آموزان و دانشجویان الان از هر صد دانشجو شاید بیست تا چادری پیدا کنی شاید هم کمتر)) 2- استفاده از پوشاک متحد الشکل در مدارس متاسفانه آلان هم این گونه است)) 3- اجرای کامل قانون تعلیمات اجباری در مورد خانواده هائی که از مدرسه رفتن دختران خود (به خاطر نبودن حجاب )جلوگیری می کنند 4- ممنوعیت بانوان کارمند از استفاده چادر (تاثیرش را الان می توان دید) 5- محرومیت زنان کارمندی که از چادر استفاده می کنند از دسترسی به مقام ها و موقعیت ها و همچنین از تشویق دیدید که بعضی ها به مشکل بی حجاب ها زودتر رسیدگی می کنند)) 6- تشویق کارمندان زن به برگزیدن لباس متناسب 7- تشویق کارگران زن به استفاده از لباس متناسب با لباس متحد الشکل تا چادر کنار رود (پرستار ها و خدمه زن هواپیما را دیدید) 8- ممنوعیت زنان چادری از مراجعه به مزارت خانه ها و سازمانها ی دولتی

9- ممنوعیت زنان چادری از مسافرت با شرکت های هواپیمائی

 10- ممنوعیت زنان چادری از استفاده از اتوبوس های شرکت واحد

 11- ممنوعیت زنان چادری از رفتن به سینما

 12- ممنوعیت زنان چادری از خرید در فروشگاه های شرکت تعاونی

 13- ممنوعیت زنان چادری از استفاده از خدمات اجتمائی مانند خدمات بهزیستی و آموزشی فرح پهلوی و جمعیت شیر و خورشید ایران و انجمن های حمایت از کودکان

 14- ممنوعیت ورود کودکان و نوجوانان چادر به سر به کتابخانه ها

 15- تحقیق و نگارش و چاپ مقالات مستند در زمینه های مربوط

 16- توسعه کارخانجات پوشاک و در دسترس قرار دادن لباس های ارزان قیمت همراه با روسری که جایگزین چادر شود (مثل مانتوها و شالهای کوتاه و رنگین جدید) بعد از کشف این سند رهبر معظم انقلاب فرمودند: "اگر رژیم پهلوی سابق چند سال ادامه پیدا می کرد این نقشه های شوم عملی می شد"



( پنجشنبه هفدهم آذر 1384  |  13:39   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

در زمان زرتشت زنان منزلتي عالي داشته و با كمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم آمد و شد داشتند . در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان آمده است : پس از داريوش مقام زن مخصوصاً در طبقه ي ثروتمند تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند اما در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت و اين امر مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي رفت . زنان طبقات بالاي اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان صحبت كنند .

زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند . در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زني ديده نمي شود و نامي از ايشان به چشم نمي خورد .

چنانچه ملاحظه مي فرماييد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حكمفرما بوده تا جايي كه حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي شدند .

به عقيده ي ويل دورانت مقررات شديدي كه طبق رسوم و آئين كهن درباره ي زن حائض اجرا شده كه در اتاقي محبوس بوده و همه در مدت عادت زنانگي از او دوري مي جسته اند و از معاشرت با او پرهيز داشته اند ، سبب اصلي پيدا شدن حجاب در ايران باستان بوده است .

اما اينكه مي گويد : اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي رود منظور چيست ؟آيا مقصود اين است كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان مقرراتي است كه درباره ي زن حائض اجرا مي شود ؟ همه مي دانيم كه در اسلام چنين مقرراتي هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابگي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست . ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچ گونه ممنوعيتي ندارد كه عملاً محبور به گوشه نشيني شود و اگر مقصود اين است كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرده باز هم سخن نادرستي است . زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به حجاب نازل شده است . از سخنان ديگر ويل دورانت هردو مطلب فهميده مي شود يعني هم مدعي است كه حجاب به وسيله ي ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج يافته و هم مدعي است كه ترك همخوابگي با زن حائض در حجاب مسلمانان و لا اقل در گوشه گيري آنان موثر بوده است ! ( مسئله حجاب ص 22 و 23 )

كنت گوبينو در كتاب " سه سال در ايران " معتقد است كه حجاب شديد  دوره ي ساساني در دوره ي اسلام در ميان ايرانيان باقي ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساساني بوده است تنها پوشيدگي زن نبوده بلكه مخفي نگه داشتن زن بوده است . او مدعي است كه خودسري موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدري بوده كه اگر كسي زن زيبايي در خانه داشت نمي گذاشت كسي از وجودش آگاه شود و حتي الامكان او را پنهان مي كرد زيرا اگر معلوم مي شد كه چنين خانم زيبايي در خانه اش است ديگر مالك و احياناً مالك جان خودش هم نبود .

همچنين در زمان صفويه زنان روبنده بر صورت مي گذاشتند و چادر سفيدي تا سرزانو مي پوشيدند و شلواري بر تن داشتند . ( روانشناسي پوشش )



( پنجشنبه هفدهم آذر 1384  |  13:30   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

كلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حجاب يا حاجب . بيشتر استعمال آن به معني پرده است . ان كلمه از آن جهت به اين مفهوم مي باشد كه پرده وسيله ي پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت ، هر پوششي حجاب نيست ، آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي گيرد . استعمال كلمه ي حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است . در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه معترض اين مطلب شده اند ، كلمه " ستر " را به كار برده اند نه كلمه حجاب را . وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند . پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد . آياتي كه در اين باره هست ، چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد . تنها آيه اي كه كلمه ي حجاب در آن به كار رفته مربوط به زنان پيغمبر اسلام (ص) است . مي دانيم كه در قرآن كريم درباره ي زنان پيغمبر (ص) دستورهايي وارد شده است . اسلام عنايتي داشته كه زنان پيامبر (ص) چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان در خانه هاي خود بمانند . و دليل آن بيشتر در جهت منظورهاي اجتماعي و سياسي بوده است . اسلام مي خواسته كه " امهات المؤمنين" كه خواه ناخواه احترام زيادي در ميان مسلمانان داشتند ، از احترام خود سوء استفاده نكنند و احياناً ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسايل سياسي و اجتماعي واقع نشوند .



( جمعه بیست و نهم مهر 1384  |  13:45   |   مدير وبلاگ : ذاكر   |    )

 

جديدترين اخبار آموزشي ايران و جهان در سايت آموزش نيوز